ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

ایلیا عشق مامان الی

اولین های سامیار

1390/3/2 11:16
نویسنده : مامان الی
687 بازدید
اشتراک گذاری

اولین روزی که فهمیدم وجود داری:7/2/88

اولین دکتر سامیار:دکتر ملکمی

اولین روز مراجعه به دکتر:10/3/88

اولین تکان سامیار :14 هفتگی

 

 

اولین لحظه حضور سامیار در این دنیا:ساعت 10:46 صبح پنج شنبه 10/10/88

 

اولین کسانی که سامیار رو دیدن:بابایی و مامان جون

 

اولین لحظه ای که سامیار مامان رو دید:12 ظهر بیمارستان اردیبهشت شیراز

 

اولین دکتری که سامیار رو معاینه کرد: خانوم دکتر رجایی رامشه

 

اولین ماشینی که سوار شد:L90 بابایی

 

اولین کسی که به سامیار هدیه داد: زن عمو الهام (پلاک و زنجیر طلا)

 

اولین واکسن سامیار:12/10/88

 

اولین اسمی که برای او در نظر گرفتیم:شایان

 

اولین حمام سامیار:17/10/88

 

اولین صدایی که از خودش در آورد:31 روزگی نیمه شب

 

ختنه سامیار:22/بهمن/88 (44 روزگی)

 

اولین جشنی که شرکت کرد:سیسمونی ارشیا (19 روزگی سامیار)

 

اولین مسافرت:2 ماهگی،قشم

 

اولین غلت زدن سامیار:4 ماهگی

 

اولین سینه خیز رفتن:5 ماهگی

 

اولین باری که بابا گفت:6 ماهگی

 

اولین باری که سامیار در بیمارستان بستری شد:4/2/89 

 

اولین دندان سامیار:20/4/89(عروسی خاله راحیل)

 

 اولین زمین خوردن:8 ماهگی با روروک

 

اولین ایستادن سامیار:9 ماهگی

 

اولین کلمه با معنی سامیار:گل(9 ماهگی)

 

 اولین روز دوری مامان از سامیار:7/7/89 شروع به کار مامان

 

اولین پرستار سامیار:خاله صدیقه

 

اولین قدمهای سامیار:10ماهگی

 

اولین باری که مامان گفت:11 ماهگی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مونا (مامان النا )
2 خرداد 90 12:37
سلام پسر گل خاله
چه مامان مهربونی داری که همه ی اینا رو برات نوشته
راستش خیلی برام جالب بود چون من هم 2/2/88 فهمیدم النا پیشمه
3 خرداد 88 آزمایش دادم
اما النا قرار بود اوایل بهمن یا اواخر دی بدنیا بیاد که 28 آبان دنیا اومد
پسر خوبی هستی سامیار جون معلومه خوش خنده هم هستی خاله
اینم یه بوس گنده از طرف من و النا





ممنون مونا جون ،النا رو هم از طرف من ببوس